تبليغاتX
ناله های روح من
دیگر زمانی برای درنگ نمانده ، دیگر کسی وقت بازگشت به خود را نمی یابد...

با این سلسله ی زنجیرها همه شده ایم زمین گیر...

آه چه لحظه های پرتلاطمی...


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 22:17 توسط رسول نامور |

بود از نبود ، می شود این ! همین.

در قاب قواعد نتوان نوشت که اینها ظاهرند و اما..

تراوشات ذهن من قالبنتوانگنجانید ، سعی کنید !

روحی که به دنبال تکامل است ! هه...(با تمسخر) دوباره هه...! (با تمسخر بیشتر)


و کلا هه... (با نهایت تمسخر)


+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت 1:8 توسط رسول نامور |

اين مرد خود پرست

اين ديو، اين رها شده از بند ، مست مست

استاده روبه روي من و خيره در من است

گفتم به خويشتن

آيا توان رستنم از اين نگاه هست؟

مشتي زدم به سينه او، ناگهان دريغ

آيينه تمام قد روبه رو شكست.


به نقل از : http://alirezaasadian.blogfa.com/


+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 0:51 توسط رسول نامور |


من می ‌توانم خوب،بد،خائن،وفادار،فرشته‌خو ياشیطان‌صفت باشم

 

من می توانم تو را دوست داشته يا ازتو متنفرباشم،

 

من می توانم سکوت کنم، نادان و يا دانا باشم،

 

چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است

 

و توهم به یاد داشته باش

 

من نباید چیزى باشم که تو می خواهى ، من را خودم از خودم ساخته ام،

 
...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 20:53 توسط رسول نامور |

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم

دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا

وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار

اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود

ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا

ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند

در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر

این سفر راه قیامت میروی تنها چرا


+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 23:41 توسط رسول نامور |